ملالی یوسف زای ، قهرمان صلح پاکستان

 http://www.etemaad.ir/PDF/91-07-26/16.pdf

روزنامه اعتماد - 26 مهر 91 - شیرزاد عبداللهی : بعد از شليك طالبان به سر يك دختر دانش‌آموز در دره سوات، سخنگوي طالبان در تماس تلفني با خبرگزاري فرانسه گفت: «هر كس عليه طالبان سخن بگويد به همين سرنوشت دچار مي‌شود.» رهبري طالبان دره سوات از دو ماه پيش تصميم به كشتن ملاله يوسف‌زاي گرفته بود و يك تيم كه تخصصش شليك به سر قربانيان بود، براي كشتن وي به منطقه فرستاده بود. عمليات سه‌شنبه هفته پيش انجام شد؛ مرداني با صورت‌هاي پوشيده، سوار اتوبوس حامل دانش‌آموزان شدند و ملاله را كه قبلا شناسايي كرده بودند، هدف قرار دادند. گلوله به سر ملاله اصابت كرد، اما به طرز معجزه‌آسايي زنده ماند. اين دانش‌آموز 14 ساله هم‌اكنون در بيمارستان نظامي شهر راولپندي بستري است و با مرگ دست و پنجه نرم مي‌كند. جرم اين دختر ساكن شهر مينگورا در دره سوات اين بود كه عليه افراط‌گرايي طالبان مطالبي در وبلاگ خود مي‌نوشت و از حق تحصيل دختران دفاع مي‌كرد. طالبان درس خواندن دختران در مدرسه و خارج شدن زنان و دختران از منزل را حرام مي‌داند و معتقدند زنان بايد همراه يكي از محارم خود از خانه خارج شوند. ملاله در سال 2009 يعني زماني كه فقط 11 سال داشت به خاطر روشنگري‌هايش عليه طالبان، در جهان معروف شد. وي با نوشته‌هاي خود خشونت‌هاي طالبان مانند آتش زدن مدارس دخترانه را محكوم مي‌كرد. در سال 2011 جايزه ملي صلح پاكستان به خاطر «خدمات خارق‌العاده ملاله يوسف‌زاي براي پيشبرد صلح در منطقه بسيار خطرناك سوات» به وي اهدا شد.... لطفا ادامه  مطلب را کلیک کنید 

ادامه نوشته

فقط خواجه حافظ از نقص فني اتوبوس راهیان نور خبر نداشت


روزنامه اعتماد -10  آبان - شیرزاد عبداللهی: براي نوشتن يادداشت هفته دنبال سوژه مي‌گردم. اما سوژه‌يي به بزرگي يك اتوبوس اسكانياي مدل 85 با 44 سرنشين ذهن مرا پركرده. نگوييد كه اين سوژه تكراري است. البته تكراري است اما كهنه نمي‌شود. آنها جوان و شاداب بودند. با مرگ‌شان اجاق خانه‌هاي زيادي خاموش شد. آنها قرباني بي‌تدبيري و سوءمديريت شدند. اتوبوس را مي‌بينم كه با سرعت برق و باد در محور دهدز – لردگان حركت مي‌كند. در آيين‌نامه اردوهاي آموزش و پرورش آمده است كه اتوبوس حامل دانش‌آموزان نبايد در شب حركت كند. اما چون دو، سه ساعت بيشتر به بروجن نمانده است، راننده گازش را گرفته و بزرگ‌ترها با رضايت روي صندلي‌ها چرت مي‌زنند و بچه‌ها مشغول بازيگوشي و شيطنت‌هاي نوجواني هستند. اسماعيل پاكروان، مشاور تحصيلي را مي‌بينم كه در همه مسير كاروان راهيان نور كنار دست راننده اتوبوس اسكانيا نشسته و براي راننده چاي مي‌ريزد. او كه از حادثه جان به در برده به ايسنا مي‌گويد: «اتوبوس از همان ابتداي مسير حركت خاموش مي‌شد و راننده مي‌گفت كه اتوبوس خطاي كامپيوتري دارد و با خاموش و روشن شدن ريست مي‌شود». اسماعيل در مسير برگشت از اهواز و دقايقي قبل از واژگوني اتوبوس به خانواده‌اش زنگ مي‌زند و مي‌گويد: «گمان نكنم سالم به خانه برسم.» طبق آيين‌نامه، مربي اردو بايد در نخستين پاسگاه پليس راه موضوع نقص فني را به ماموران گزارش مي‌كرد و اتوبوس متوقف مي‌شد. در مسير برگشت اتوبوس گويي بال درآورده بود و پرواز مي‌كرد. دخترها كه تا ساعتي قبل سرود مي‌خواندند حالا جيغ مي‌زنند. صداي جيغ دخترها را مي‌شنوم. اسماعيل را مي‌بينم كه همراه خانم مدير سراغ بچه‌ها مي‌رود و به آنها مي‌گويد: صلوات بفرستيد و دعا كنيد. لحظاتي بعد اتوبوس از تپه‌يي در كنار جاده بالا مي‌رود... اسماعيل به ايسنا مي‌گويد: «تنها به خواجه حافظ شيرازي نگفتيم كه اتوبوس مشكل دارد»... يك روايت رسمي هم از قول مسوولان نقل شده است: « همه كنترل‌هاي فني انجام شده بود. اتوبوس افسر ناظر داشته و يك نفر پليس يار و سه دانش‌آموز مسوول ايمني در اتوبوس حضور داشته‌اند»... پيام تسليت وزير الحق پر سوز و گداز بود. اما درست روز بعد از اين فاجعه هولناك در پاسخ خبرنگاران سمجي كه او را سوال‌پيچ كرده‌اند مي‌گويد: «برويد از مسوولانش بپرسيد.» ... لطفا ادامه مطلب را بخوانید 

ادامه نوشته

بازگشت به کوپنیسم

روزنامه اعتماد - 17 آبان 91 - شیرزاد عبداللهی : يك كارمند دولت مي‌گويد: «وقتي 90 درصد حقوق من صرف خريد مايحتاج اوليه زندگي مي‌شود بهتر است كه دولت به جاي پرداخت حقوق به ما لبنيات، مرغ، گوشت، برنج و... بدهد و تعاوني‌هاي كارمندي را راه بيندازد و ما را از جنگ اعصاب خريد روزانه نجات دهد». احمد توكلي نماينده مجلس چند هفته پيش خواستار بازگشت كوپن به اقتصاد ايران شد. حالا هم محمد خوش‌چهره از اعضاي سابق تيم اقتصادي احمدي‌نژاد و منتقد كنوني دولت، به سايت قانون گفته است كه دولت يارانه نقدي را حذف و به مردم جيره غذايي بدهد! نخست نگاهي به تاريخچه كوپن در ايران مي‌اندازم. بعد از ماجراي سفارت امريكا و تهديد كارتر رييس‌جمهور وقت امريكا به تحريم گسترده تجاري ايران، به دستور شوراي انقلاب در بهمن 58، تشكيلاتي به نام ستاد بسيج اقتصادي كشور ايجاد شد كه مسووليت آن ابتدا با مهندس عزت‌الله سحابي بود. مدتي بعد از شروع جنگ هم، كوپن يا كالابرگ توسط اين ستاد بين مردم توزيع شد. در حالي كه خيلي‌ها مهندس بهزاد نبوي را ابداع‌كننده سيستم كوپني مي‌دانند، مرحوم عزت‌الله سحابي در گفت‌وگويي با يك سايت ايراني در سال 85 گفته است كه ايده تشكيل ستاد بسيج اقتصادي و جيره‌بندي كالاهاي اساسي از آن اوست و اين ايده را از چرچيل نخست‌وزير زمان جنگ جهاني دوم انگلستان وام گرفته است. عزت‌الله سحابي مي‌گويد: «چرچيل در خاطرات خودش نوشته، در طول پنج سال جنگ جهاني دوم در انگلستان، تورم 10 تا 12 درصد بيشتر نبود، چون توزيع كالاهاي اساسي و ضروريشان را كنترل مي‌كردند و اين كالاها را به صورت جيره‌بندي به مردم مي‌دادند. خب كشور انگليس كه مهد سرمايه‌داري و ليبراليسم در آن موقع بود در زمان جنگ تصميم به اين كار گرفته بود. پس ما هم مي‌توانستيم دست به جيره‌بندي بزنيم... هر چند ما هم اين ستاد را به طور موقت در نظر گرفته بوديم و هم اينكه فقط كالاهاي مهم و ضروري، نه همه كالاها...»....ادامه مطلب را بخوانید 

ادامه نوشته

آموزش برای همه

روزنامه اعتماد - 8 آذر 91 - شیرزاد عبداللهی : حاجي بابايي هفته گذشته در راس هياتي براي شركت در كنفرانس سالانه «آموزش براي همه» يونسكو به پاريس رفت. يكي از محورهاي شش‌گانه سند «آموزش براي همه» آموزش پيش‌دبستاني است، اما اخيرا دوازده هزار كودك تحت پوشش كميته امداد به دليل شهريه‌هاي بالا، از آموزش پيش‌دبستاني محروم شدند. پاسخ خانم حشمتيان، معاون وزير و رييس سازمان مدارس غيردولتي، به انتقاد معاون فرهنگي كميته امداد، با جمله‌بندي پرطمطراق اداري در نوع خود بي‌نظير است. حشمتيان به ايسنا گفت: «تاكنون كميته امداد هيچ درخواستي مبني بر همكاري با آموزش و پرورش و ورود به بحث پيش‌‌دبستاني ارائه نكرده است»!... آموزش پيش‌دبستاني از سال 86 پولي شده است. با اين حال تا سال تحصيلي جاري، مديران مدارس ابتدايي معمولا با كسب مجوز از اداره منطقه، يكي از اتاق‌هاي دبستان را به كلاس آمادگي اختصاص مي‌دادند و شهريه منصفانه‌يي هم از اولياي كودكان مي‌گرفتند. اجراي طرح 3-3-6 در سال جاري ديگر فضايي براي تشكيل كلاس‌هاي پيش‌دبستاني ضميمه، باقي نگذاشت و پيش‌دبستاني به مدارس غيرانتفاعي واگذار شد. مقامات آموزش و پرورش هم بارها اعلام كرده‌اند كه پيش‌دبستاني يك دوره غيراجباري و غيررسمي است و وظيفه آموزش و پرورش فقط تهيه محتواي آموزشي و صدور مجوز براي مراكز پيش‌دبستاني غيرانتفاعي است. يعني آموزش و پرورش وظيفه‌يي در قبال تامين فضاي آموزشي و مربي براي پيش‌دبستاني‌ها ندارد.... ادامه مطلب را بخوانید 

ادامه نوشته

خرید و فروش مدارک دیپلم ، دلیل سلامت آموزش و پرورش

http://www.etemaad.ir/PDF/91-09-15/16.pdf

روزنامه اعتماد- 15 آذر 91 - شیرزاد عبداللهی : وجود مدارك تحصيلي جعلي در جامعه تاييدي بر سلامت آموزش و پرورش است، زيرا هنگامي كه به واسطه اجراي قانون راه ارتكاب تخلف بسته مي‌شود از مسيرهاي بيروني نسبت به آن اقدام مي‌شود. اين جمله را وزير آموزش و پرورش در جلسه صدور مدارك تحصيلي آموزش و پرورش بيان كرده است. استدلال وزير مثل اين است كه بگوييم اختلاس و دزدي در شبكه بانكي، نشانه سلامت سيستم بانكي است يا پديده ارتشا در سيستم اداري نشانه سلامت ديوانسالاري يا بيماري نشانه سلامتي است و... . اگر واقعا عده‌يي در زيرزمين‌هاي كوچه پس كوچه‌هاي خيابان ناصر خسرو با استفاده از مهر و امضاي جعلي، مدرك ديپلم و سيكل و پنجم ابتدايي صادر مي‌كردند، مي‌توانستيم منطق وزير را بپذيريم. اما سازوكار تهيه مدارك تحصيلي تقلبي به گونه‌يي است كه نشان مي‌دهد كه جعل مدرك در خارج از سيستم و از مسيرهاي بيروني صورت نمي‌گيرد. در واقع عنوان جعل براي پديده مدارك‌ فروشي گويا نيست، زيرا مدارك داراي امضا و مهر واقعي و سابقه در سيستم هستند و با استعلام هم نمي‌توان به جعلي بودن آنها پي برد. وزير در همين سخنراني و چند جمله پايين‌تر مي‌گويد: «بايد سيستمي در صدور مدارك تحصيلي در آموزش و پرورش به وجود ‌آيد كه امضاكنندگان هر بخش آن، مسووليت بررسي صحت و سقم آنچه را امضا مي‌كنند برعهده داشته باشند.» اين سخنان وزير به روشني نشان مي‌دهد كه هنوز در وزارت آموزش و پرورش سيستمي وجود ندارد كه مديران قبل از امضاي مدارك و اسناد، بتوانند صحت آنها را بررسي كنند. اما اين حرف وزير درست است: «مدرك فروشي از جايي شروع مي‌شود كه روزنه داشته باشد.» در بهمن سال 89 باند بزرگ تهيه و فروش مدارك تحصيلي آموزش و پرورش توسط وزارت اطلاعات كشف و عوامل آن دستگير شدند و مسوولان ارشد آموزش و پرورش قول دادند كه «روزنه»ها را ببندند. براي اينكار سامانه احراز هويت تحصيلي دانش‌آموزان (ساهت) تشكيل شد تا تمام سوابق و مدارك اصيل دانش آموزان وارد اين سامانه شود و هنگام استخدام يا ورود افراد به دانشگاه، صحت مدارك آنها از طريق اين سامانه كنترل شود. اما با وجود تشكيل سامانه ساهت، بازار سياه خريد و فروش مدرك تحصيلي باز هم به كار خود ادامه داد. فروشندگان ديپلم بعد از ايجاد سامانه ساهت، در آگهي‌هاي خود نوشتند: «مدرك ديپلم با استعلام رسمي!» ابراهيم سحرخيز معاون وزير در سال 90 با صراحت بيشتري به «روزنه» جعل مدرك اشاره كرد و گفت: «مشكل جعل مدرك و فروش ديپلم عمدتا در مراكز آموزش از راه دور اتفاق مي‌افتد.» علي عباسپورتهراني رييس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس هشتم هم در مصاحبه‌يي در سال 90، «مراكز غيرانتفاعي آموزش‌هاي مجازي» را از روزنه‌هاي صدور مدارك جعلي دانست. اگر كلمه ديپلم يا سيكل را در گوگل جست‌وجو كنيم، بيشتر از همه با آگهي‌هاي تبليغاتي آموزشگاه‌هايي مواجه مي‌شويم كه بابت «رفع مشكل مدرك تحصيلي از پايه دبستان تا ديپلم» مشاوره مي‌دهند. آنها تاكيد مي‌كنند كه كارشان فروش ديپلم نيست و مدارك آنها قانوني، تضميني و قابل استعلام از آموزش و پرورش است. كاري كه آنها مي‌كنند فشرده كردن راه طولاني چند ساله، در چندماه، در ازاي دريافت پولي است كه متقاضي مي?د‌هد. ظاهر قضيه كاملا قانوني است. متقاضي با هويت واقعي خود در آموزشگاهي ثبت نام مي‌كند. ظاهرا در كلاس‌هاي آموزشي شركت مي‌كند و اگر هم حضور نداشته باشد برايش حاضري مي‌زنند. واحدهاي عملي و نظري را ظاهرا پاس مي‌كند و نمره قبولي مي‌گيرد و در آخر براي او كارنامه واقعي صادر مي‌شود. در واقع پروسه جعل مدرك به لحاظ شكلي هيچ ايرادي ندارد. اما واقعيت اين است كه خريدار نه درسي مي‌خواند و نه حضور منظمي در كلاس دارد و فقط ممكن است به‌طور صوري در جلسات امتحان حاضر شود. مطابق آگهي‌ها يك شخص كه حتي مدرك پنجم ابتدايي ندارد مي‌تواند ظرف مدت دوسال ديپلم بگيرد! وزير آموزش و پرورش در همين سخنراني هشدار مي‌دهد: «سيستم آموزش از راه دور، آموزش بزرگسالان و مدارس غيردولتي گرچه مزاياي فراواني دارد اما براي اجراي مطلوب بايد مورد بازنگري و آسيب‌شناسي قرار گيرد.» روزنه‌ها را همه مي‌شناسند اما معلوم نيست كه چه كسي بايد آنها را ببندد؟ از عمر وزارت حاجي بابايي چند ماهي بيشتر نمانده، پس بازنگري و آسيب‌شناسي چه موقع انجام شود؟ چرا بازنگري و آسيب‌شناسي در اين سه سال و چند ماه گذشته انجام نشد؟

میراث برخی وزرای آموزش و پرورش سرو صداست  

http://www.mellatonline.net/index.php/sarmaghale/29582-1391-10-07-11-18-57

روزنامه ملت ما - پنجشنبه 7 دیماه 91- شيرزاد عبداللهي : كمتركسي صورت سوخته نرگس دانش‌آموز دبستان درودزن فارس و همكلاسي‌هايش را به ياد مي‌آورد. درباره مرگ 26 دانش‌آموز بروجني، ديگر كسي سخن نمي‌گويد. سيران دخترك زيباي پيرانشهري هم با آن سيماي فرشته وش به خاك سپرده شد. حرف زدن درباره كودكان بازمانده از تحصيل، فرار دانش‌آموزان مدارس شبانه روزي روستايي از مدرسه به دليل سرما و گرسنگي، تبديل مدارس دولتي با كيفيت به مدارس نيمه خصوصي، گرفتن پول به بهانه‌هاي مختلف از دانش‌آموزان مدارس دولتي، پايين آمدن قدرت خريد معلمان به يك سوم سال گذشته را كنار بگذاريد، چون فشار خون بعضي مسئولان وزارتخانه را بالا مي‌برد... فقط يك سوژه در آموزش و پرورش هيچ‌گاه در طول سه سال وزارت حاجي بابايي از زبان نيفتاده و آن هم كوتاه و بلند كردن طول دوره هاي تحصيلي است....ادامه مطلب را بخوانید  

ادامه نوشته

حياط مركزي و اندروني و بيروني در ‏مدارس دخترانه


روزنامه اعتماد - یکشنبه 28 آبان 91 - شیرزاد عبداللهی :  رييس سازمان نوسازي و تجهيز مدارس مي‌گويد: ‏«در شهرهاي پرتراكم، مجتمع‌هاي آموزشي و ‏پرورشي شهري دخترانه جديدالتاسيس ملزم به رعايت محرم‌سازي در طراحي‌هاي خود شده‌اند.» به نظر مهندسان ‏سازمان نوسازي، ساخت مدارس با «حياط مركزي» بهترين شكل محرم‌سازي است. در اين مدارس حياط در وسط ‏و كلاس‌هاي درس و آزمايشگاه و اتاق‌هاي اداري در چهار طرف حياط قرار مي‌گيرند و اگر بنا دو و سه طبقه باشد ‏مساله اشراف ساختمان‌هاي مجاور هم حل مي‌شود. دانش‌آموزان اين مدارس به هر طرف كه بچرخند ديوار مي‌‏بينند و اگر مستقيما به بالا بنگرند قطعه‌يي از آسمان را خواهند ديد. 
در سال‌هاي گذشته طرح ايجاد «اندروني و ‏بيروني» به سبك خانه‌هاي سنتي، براي معماري مدارس دخترانه از سوي برخي مديران آموزش و پرورش ‏پيشنهاد شد كه مكمل طرح حياط مركزي است. در اين مدارس اوليا و مراجعه‌كنندگان مرد، وارد فضاي داخلي ‏مدرسه نمي‌شوند و كارشان در قسمت بيروني ساختمان مدرسه راه مي‌افتد. طرح استتار مدارس دخترانه، يا ‏محرم‌سازي يا آن‌گونه كه تازگي‌ها باب شده «شاداب‌سازي مدارس دخترانه» از 13 سال پيش در سازمان ‏نوسازي و تجهيز مدارس مطرح شده و تا حدودي تابع جزرومدهاي سياسي است. البته مديران آموزش و پرورش به ‏تدريج و در طول زمان، به اين دستاورد رسيده‌اند.... بقیه در ادامه مطلب 

ادامه نوشته

بخاری‌های استاندارد مدارس!

 
 
http://www.armandaily.ir/?NPN_Id=192
روزنامه آرمان - 16 آذر 91 - شیرزاد عبداللهی - دست‌کم 5 سال است که مدیران آموزش و پرورش هر سال خبر از برچیدن بخاری‌های چکه‌ای و استانداردسازی سیستم گرمایش مدارس می‌دهند اما آتش‌سوزی در مدارس همچنان ادامه دارد. در آخرین حادثه، 37 نفر از دانش‌آموزان دبستان دخترانه انقلاب اسلامی روستای شین پیرانشهر به‌دلیل آتش گرفتن بخاری، مصدوم شدند. حال 10 نفر از مصدومان وخیم است. مدیرکل سازمان نوسازی مدارس استان آذربایجان‌غربی در گرماگرم حادثه گفته است: « بخاری نفتی آتش‌ گرفته کاربراتوری و استاندارد بوده که یکباره آتش می‌گیرد و مدیر مدرسه به‌همراه خدمتکار برای خروج این بخاری از کلاس اقدام می‌کنند». در واقع با تاکید بر استانداردبودن بخاری می‌توان نتیجه تحقیقات را از همین حالا پیش‌بینی کرد. هیچ مدیری مسئول حادثه نیست. هیچ‌کس استعفا نخواهد کرد و هیچ‌کس به‌دلیل قصور و تقصیر از کار برکنار نمی‌شود. نماینده پیرانشهر و سردشت گفت: «اگر در هر جای دنیا حادثه‌ای از این دست روی دهد، وزیر آموزش و پرورش آن کشور بلافاصله استعفا می‌دهد و ما هم منتظر واکنش وزیر هستیم». واقعیت این است که تکرار این حوادث باعث شده که مرگ و میر دانش‌آموزان عادی شود. در چنین حوادثی نه‌تنها هیچ‌کس استعفا نخواهد داد بلکه حتی گزارش دقیقی از حادثه هم منتشر نخواهد شد. البته این حادثه یادآور آتش‌سوزی در مدرسه درودزن استان فارس است که طی آن 6دختر و 2 پسر دانش‌آموز بر اثر واژگون شدن والوری که دور آن حلقه زده بودند به‌شدت سوختند. چهره‌های سوخته این دخترکان معصوم بعد از گذشت 6 سال هنوز هم قلب انسان را می‌فشارد و به ما یادآور می‌شود که متاسفانه دستگاه آموزش و پرورش در حفظ جان و سلامت کودکان موفق عمل نکرده و نمی‌کند. درحالی که کمتر از 3 ماه از آغاز سال تحصیلی می‌گذرد، حوادث منجر به مرگ و جرح دانش‌آموزان چشمگیر بوده است. بیشترین تلفات دانش‌آموزان مربوط به سفرهای اردویی و حوادث ناشی از آتش‌سوزی است. اگر مجلس در حوادث قبلی مانند حادثه تصادف اتوبوس دانش‌آموزان بروجنی و مرگ دلخراش 26 دانش‌آموز یا حادثه آتش‌سوزی مدرسه شبانه‌روزی چا‌بهار و مرگ 4 دانش‌آموز نخبه یا آتش‌سوزی در مدرسه چاه‌رحمان نصرت‌آباد زاهدان و مرگ یک دانش‌آموز، به وظایف نظارتی خود عمل می‌کرد و با اعزام هیات کارشناسی اهمال و قصور و تقصیر دست‌اندرکاران را مشخص می‌کرد، این امید در دل‌ها پدید می‌آمد که ممکن است، این حوادث تکرار نشود. این انتظار که سازمان‌های وابسته به آموزش و پرورش نظیر سازمان نوسازی گزارش بی‌طرفانه‌ای از این حادثه ارائه دهند، چندان واقع‌بینانه نیست. مدیرکل نوسازی استان در ساعات اولیه چارچوب ماجرا را تعیین کرده است. ظاهرا مسئله این است که اگر بخاری استاندارد از دست خدمتکار فداکاری که برای نجات دانش‌آموزان بخاری مشتعل را از کلاس خارج می‌کرده نمی‌افتاد، موضوع به خیر و خوشی می‌گذشت. ظاهرا همه مدارس طبق بخشنامه باید به وسایل اطفای حریق مانند کپسول آتش‌نشانی مجهز بوده و افراد برای استفاده از این تجهیزات آموزش دیده باشند. چه کسی مسئول کنترل این تجهیزات در مدارس است؟ چند درصد مدارس ما به کپسول آتش‌نشانی مجهزند؟ تصور ابتدایی این است که در این حادثه، بخاری مدرسه هم احتمالا دچار نقص فنی بوده است. اما این تصور درست نیست زیرا مسئولان نوسازی قبلا اعلام کرده‌اند که بخاری‌های مدارس همگی استاندارد و دارای کاربراتور هستند. بنابراین مقصر اصلی خدمتکار مدرسه است که بخاری از دستش افتاده یا... .

آتش در مدرسه


روزنامه اعتماد - شيرزاد عبداللهي - پنجشنبه 16 آذر -  شين در زبان كردي به معناي شيون و ماتم است و روستاي «شين‌آباد» پيرانشهر اينك در اندوه و ماتم كودكان خود به سر مي‌برد. باز هم آتش‌سوزي در مدرسه، باز هم بخاري چكه‌يي و باز هم دختركاني كه قرباني ضعف مديريت آموزش و پرورش شدند. بر اساس گزارش‌ها حال سوختگي هشت تن از دانش‌آموزان دختر بالاي 40 درصد است. چند روز پيش 17 دانش‌آموز در مدرسه‌يي واقع در شهرستان خوي بر اثر گازگرفتگي روانه بيمارستان شدند. به گفته مسوولان مشكل اعتبار مالي نيست. رييس سازمان نوسازي و تجهيز مدارس چند روز پيش با اظهار رضايت از بودجه اين سازمان گفت كه سال گذشته 24 ميليارد تومان به استانداردسازي سيستم‌هاي گرمايشي و سرمايشي مدارس اختصاص يافت. 

استاندارد‌سازي سيستم گرمايش مدارس از سال 83 و بعد از آتش‌سوزي مدرسه سفيلان و كشته شدن 13 دانش‌آموز همواره در سخنراني‌هاي مسوولان و بخشنامه‌هاي اداري مطرح بوده، اما با شروع فصل سرما باز هم مدارس دچار آتش‌سوزي مي‌شوند. اين قصه دردناكي است كه هر سال تكرار مي‌شود. سال گذشته آتش‌سوزي در دبيرستان شبانه روزي چابهار، موجب مرگ چهار دانش‌آموز تيزهوش استان شد. دليل آتش‌سوزي اتصال كابل‌هاي برق كولر گازي بود. 16 آبان‌ماه 89 بر اثر اتصال سيم‌هاي پوسيده برق، خوابگاه مدرسه شبانه‌روزي چاه‌رحمان نصرت‌آباد زاهدان آتش گرفت و دانش‌آموزي به نام «مراد نارويي» بر اثر خفگي ناشي از استنشاق دود جان سپرد و 14 تن ديگر مصدوم و مسموم شدند. اگر مرگ و جرح دانش‌آموزان در سفرهاي اردويي و تنبيه بدني را به اين ليست اضافه كنيم به اين نتيجه مي‌رسيم كه محيط مدارس براي دانش‌آموزان چندان امن نيست. مساله آتش‌سوزي در مدارس از دو زاويه قابل بحث است. نخست استاندارد بودن تجهيزات گرمايشي و سرمايشي مدارس است. اين امر در صورتي قابل پذيرش است كه از سوي يك نهاد ناظر خارج از سيستم آموزش و پرورش مانند سازمان نظام مهندسي تاييد شود. مساله دوم نظارت و كنترل سالانه اين تجهيزات است. در بخشنامه آبان‌ماه امسال وزير آموزش و پرورش از ادارات كل خواسته شده سيستم‌هاي گرمايشي توسط كارشناسان آگاه به دقت مورد بازبيني قرار گيرد. واقعيت اين است كه نظارت بر اين سيستم و بازرسي فني تجهيزات مدارس متولي معيني ندارد.... بقیه در ادامه مطلب  

ادامه نوشته

اکثریت جامعه بیسواد و کم سوادند



 روزنامه اعتماد - شیرزاد عبداللهی - 12 آذر 91  : به نظر من مهم‌ترين خبر هفته گذشته، گفت‌وگوي كوتاه علي باقرزاده، معاون وزير آموزش و پرورش با فارس بود. خلاصه خبر اين است: «در كشور نزديك به 9 ميليون و 700 هزار نفر خواندن و نوشتن بلد نيستند و بيش از 10 ميليون نفر نيز تحصيلات حداكثر پنجم ابتدايي دارند.» تعجبي نداشت اگر اين خبر تيتر يك اخبار هفته را به خود اختصاص مي‌داد و ده‌ها گزارش و يادداشت پيرامون آن نوشته مي‌شد. اما افسوس كه نه رسانه‌ها و نه افكار عمومي حساسيتي به اين خبر و اخبار مشابه ندارند. مفهوم خبر بالا اين است كه 20 ميليون از جمعيت بالاي 6 سال كشور يا بي‌سواد مطلقند يا به قول قديمي‌ها كوره سوادي دارند و خيلي نزديك به بي‌سوادند. من گمان مي‌كنم بسياري از مشكلات كشور ما در همين خبر كوتاه ريشه دارد. اگر كشاورزان دو سوي درياچه اروميه نسبت به بزرگ‌ترين فاجعه زيست‌محيطي كشور حساسيتي ندارند، اگر تخريب جنگل‌ها با اين سرعت پيش مي‌رود، اگر تفريحگاه‌هاي كوهستاني و جنگلي ما پر از زباله است، اگر رانندگان ما در خيابان‌ها مقررات راهنمايي و رانندگي را رعايت نمي‌كنند. اگر سالانه 25 تا 30 هزار نفر در حوادث رانندگي كشته مي‌شوند. اگر قفسه‌هاي دادگاه‌ها مملو از پرونده‌هاي جنايي است، اگر كيفيت توليد در ايران پايين است، اگر در روابط خانوادگي زنان فرودستند و به كودكان ظلم مي‌شود، اگر درحوزه سياست عوام‌گرايي مشتري فراوان دارد و هنوز هم بخش مهمي از مردم عكس مار را بر نگارش واژه مار ترجيح مي‌دهند و صدها اگر مشابه... يكي از عوامل مهم همه اين ناهنجاري‌ها آمار بالاي بي‌سوادان و كم‌سوادان است.... بقیه در ادامه مطلب 

ادامه نوشته