حذف وا ژه های معلم ، دبیر و هنرآموز به بهانه فارسی نویسی!
حذف وا ژه های معلم ، دبیر و هنرآموز به بهانه فارسی نویسی
در یاداشتی زیر عنوان "ترویج باستانگرایی در حاشیه کانون صنفی معلمان" نوشتم : در «قانون تربیت معلم» مصوب اسفند ماه 1312 شمسی عنوان های « آموزگار» برای معلم دوره ابتدایی، « دبیر» برای معلم دوره متوسطه، «هنرآموز» برای معلم هنرستان و « استاد » برای معلم مدارس عالی دانشگاه وضع شد.
توضیح دادم که در نامگذاری "کانون صنفی معلمان" در سال 77 ، انتخاب کلمه "معلمان" تصادفی نبود و کاملا آگاهانه صورت گرفت تا جنبه فراگیر این تشکل رعایت شود.
آن یادداشت حاوی دو نکته بود : یکم بحث نظری در مورد ریشه های سیاسی و تاریخی باستانگرایی که به صورت سره نویسی افراطی در نوشته های آقای بهلولی دیده می شود. آقای بهلولی در دو یادداشت که با عناوین بازاندیشی زبان فارسی و سخنی کوتاه در باره این تارنگار به طور مستقیم و غیر مستقیم به این بخش از یادداشت من جواب داده اند.
این بحث را به صورت علمی می توان ادامه داد و یا نداد. من همچنان بر این اعتقادم که سره نویسی افراطی و دستکاری مصنوعی و دلبخواهی زبان فارسی یک حرکت سیاسی – ایدئولوژیک و ارتجاعی است. اگر امروز انگلیسی ها زبان شکسپیر را نمی فهمند به دلیل تکامل طبیعی زبان انگلیسی پا به پای تحولات صنعتی و علمی این کشور بوده و نه تلاش تفننی عده ای برای بازگرداندن زبان انگلیسی به 1400 سال پیش .
نکته دوم که دلیل نگارش یادداشت من بود این که گرایش باستانگرایی در جای خود محترم ، اما ورود خزنده آن به ادبیات صنفی آنهم به نام کانون صنفی معلمان نادرست است . در خبر رسانی به نام کانون صنفی معلمان ، پرهیز سخت کیشانه از به کارگیری کلمه "معلم " آن هم زیر تابلو کانون صنفی معلمان موجه به نظر نمی رسد.
هر تارنگار یک رسانه شخصی و خصوصی است و نمی توان به نویسنده آن گفت که چه بنویسد و یا چگونه بنویسد. اما زمانی که نویسنده وبلاگ به عنوان سخنگوی غیررسمی کانون خبر های صنفی منتشر می کند باید از دخالت دادن سلیقه شخصی و خرده گرایش های سیاسی ، ادبی و ذوقی خود بپرهیزد.
ایشان در خبر رسانی خود از هاشم خواستار و رسول بداغی و محمد داوری به عنوان آموزگاران در بند نام می برد. کلمه آموزگار در جای خود کلمه زیبایی است ، اما در حوزه آموزش و پرورش واژه آموزگار ، معلم دوره ابتدایی را تداعی می کند. هیچ کدام از سه معلم زندانی در دوره ابتدایی تدریس نمی کنند.
فرض کنیم ایشان با کلمه معلم که دارای ریشه عربی است مشکل دارد ، چرا از واژه های هنر آموز و دبیر پرهیز می کند ؟ آقای خواستار هنر آموز هنرستانهای مشهد هستند. کلمه "هنر آموز" که یک ترکیب زیبای فارسی است ، چه ایرادی دارد؟ کلمه دبیر هم که واژه ای کاملا ایرانی و جا افتاده است. چرا باید کلمه آموزگار جایگزین واژه های دبیر و هنر آموز شود؟
«دبیر» در لغت به معنای نویسنده، منشی، قلم زن و با سواد است و کسانی که هنر نویسندگی و توان کتابت دارند، دبیر گفته می شوند؛ در سنگ نبشته هایی که از زمان هخامنشیان باقی مانده است، این واژه چندین بار به هیأت «دیپی» به چشم می خورد. در کار نامه اردشیر بابکان نیز به شکل «دیپیبر» آمده است که مخفف «دیپیور» پهلوی است. کلمه «دپیر» در زبان ارمنی نیز از پهلوی به عاریت گرفته شده است.
اگر نظر آقای آشوری برای جناب بهلولی حجت است ، ایشان باید صورت مساله را به صورت دقیق در نامه خود مطرح می کرد و می گفت که کلمه "معلم " را ، زیر پرچم سازمانی که نام "معلمان" بر تابلو آن درج شده ، طرد و به میل خود کلمه "آموزگار" را جانشین انحصاری معلم و دبیر و هنرآموز کرده است و می پرسید که آیا این عمل مصداق سره نویسی افراطی و سیاسی که در نوشته های آقای آشوری نکوهش شده هست یا نه؟
جدا از اینکه آقای آشوری چه می گوید ، بهتر است آقای بهلولی خودش به نکته دوم این یادداشت پاسخ های مشخص و روشن بدهد.
لینک دو یادداشت آقای بهلولی: