تبليغاتX
یادداشت های شیرزاد عبداللهی

دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387

نامه تئوریسین وبلاگ حرف معلم به خاکساری !

خاکساري عزيز ! سلام پيروز وپايدار باشيد بعد از ان شش نفر حالا نوبت شما پنج نفر است.ديدن تو اشتهاي مرا تحريک مي کند .

ایسم می خوای؟ حرفای قلنبه می خوای؟ زمين تعاوني مي خواي ؟ سهام مدرسه مي خواي ؟ وام مي خواي؟ کمک بلاعوض مي خواي؟ با حميد رضا کريمي عليا بفرستمت کانادا يا هلند؟ دانشگاه ويکتوريا خوبه ؟ چرا با ان بداغي لر وپور وثوق ورئیس زاده ترک و  ...ياغي شدي؟

من طرفدار حرف هاي گنده ، ادم هاي گنده ، کارهاي گنده و ... ام. من ومهاجراني يک روحيم در دو بدن . دختر کوچيکه مهاجراني به من مي گه عموسلي!  

يک روز يکي امد پشت ايفون . گفتم کيه ؟ گفت : ناشناس .گفتم: " ناشناس " يعني افرادي که خود را " عين قانون " و شايد " فراتر از قانون " مي دانند ! وقتي يک نفر موبايلش خاموش مي شود و موبايل هاي ديگران جهت جلوگيري از اطلاع رساني ديگر sms نمي فرستند.

استفاده ابزاري اگر در جهت " منافع عموم " " آزادي انديشه " و "تفکر از هستي و نه هستي از تفکر " باشد نه مذموم که بسيار پسنديده و ممدوح است. خودم نفهميدم چي گفتم .اما نوراله کامنت گذاشته که خيلي قشنگ گفتی!  

تمام صورتجلسه هاي خيانت شيرزاد موجود است و دوتاش هم دادم به کريمي عليا. يعني فکس کردم هلند . نه خدايا  ونکوور کانادا!

اگر حسنين هيکل را به خاطر قد وقواره اش کنار بگذاريم من بزرگترين روزنامه نگار 10 سال اخير خاورمیانه ام.

جا معه ما در مجموع به اصول " گفت و گو و ديالوگ " آشنا و پاي بند نيست و سواد و طبقه نيز نمي شناسد !  مي بيني تو را خدا. اين همه زحمت کشيدم فوق ليسانس گرفتم. ...

" اختلاف نظر " و " تكثر عقيده " لازمه كار جمعي و پويايي آن در داخل خانواده بزرگ سازمان است.هر جا لازم باشد وبلاگ من مال خانواده است وهر جا که خودم تشخيص دهم مال خودمه !

دموکراسي توسط برخي آقايان به " اتوکراسي "استحاله و به بايگاني سپرده شد .آنچه عيان است چه حاجت به بيان است !

مدتي است شبها از شدت شکم درد خوابم نمي برد اما اين بيماري نياز به درمان و نه " جراحي " دارد و زمان مي برد.

لازمه كار تشكيلاتي و گروهي " تحمل يكديگر " و " بالا بردن ظرفيت شنيدن عقايد مخالف و منتقد است كه اول بايد خود را پياده نموده و سپس انتظار آن را از ديگران داشته باشيم .

بعد از انکه ... مقاله شيرزاد را اول بدون اسم ، يعني خودم نوشتم! وبعد با اسم هاله صفرزاده گذاشت توي وبلاگش.  من هم گشتم وگشتم مقاله ديگر شيرزاد را در وبلاگ مدرسه فاطميه نيريز برداشتم تا حال شيرزادو بگيرم.

" چه ارزشي دارد ما در پي " منافع صنفي معلمان " باشيم اما به يكديگر احترام نگذاريم ؟ به آينده اميدوار هستم .هر چند راه سختي در پيش داريم !


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شیرزاد عبداللهی در 19:7 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه دهم اردیبهشت 1387

محمد درخشش رئیس باشگاه مهرگان از دو زاویه !

محمد درخشش وزير فرهنگ ايران در اوايل دهه ۴۰ شمسى و از چهره هاى سرشناس، پس از فراغت از دانشسرايعالی با شغل دبيری وارد خدمت وزارت فرهنگ شد و به تأسيس کانون مهرگان و انتشار روزنامه ای به همين نام که به مطالب سياسی- فرهنگی می پرداخت دست زد.

در ارديبهشت ۱۳۴۰ رهبرى اعتصاب دبيران و آموزگاران را بر عهده داشت كه به دنبال مداخله پليس ،دكتر خانعلى به قتل رسید. (۱۲ ارديبهشت ۱۳۴۰) . پس از اين حوادث و با سقوط دولت شريف امامى، وظيفه رياست دولت بر عهده على امينى قرار گرفت و محمد درخشش كه در اعتصاب ها زندانى شده بود، از زندان آزاد شد و به وزارت فرهنگ رسيد.

گرچه محمد درخشش بر صنفى بودن خواستهاى معلمان كه به حقوق ناچيز خود اعتراض داشتند تأكيد داشت، اما حمايت هاى سياسى از اعتصاب معلمان فراتر از حد صنفى بود.

محمد درخشش كه ۸۹ سال داشت در ۱۲ خرداد ،۱۳۸۴ دوم ژوئن ۲۰۰۵ در مريلند آمريكا درگذشت.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شیرزاد عبداللهی در 21:3 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387

پدیده ای به نام شیرزاد عبداللهی 3

این پاسخ اقای محمود بهشتی لنگرودی بازرس کانون صنفی معلمان ایران (تهران) به یادداشت انتقادی من زیر عنوان« دو گرایش در کانون صنفی معلمان ایران» بعد از حدود 50 روزاست.یادداشت مرا در پست قبلی بخوانید.

بهتر این بود که اقای بهشتی نوشته مرا که به ان پاسخ داده است را در وبلاگش می گذاشت تا خواننده بداند اقای بهشتی به چه مطلبی پاسخ می دهد؟

خواننده فهیم به این نکته توجه خواهد کرد که دوستان گرایش سیاسی کانون از چند ماه قبل از انتخابات با اعضای شورای مرکزی سازمان معلمان جلسات سیاسی برگزار می کردند.اما گزارشی از این اقدام مهم به افکار عمومی معلمان واعضای معمولی کانون ندادند.این اولین گزارش اعضای کانون از رویکرد سیاسی- انتخاباتی بخشی از هیات مدیره کانون است. 

محمود بهشتی:

اقاي عبدالهي با استفاده از تخيلات و گمانه زني ها و تصوراتي که در ذهنش شکل گرفت و با وصل کردن آسمان و ريسمان مقاله اي نوشت که موجب مشکلات فراواني براي ايشان شد.  اگر چه معتقدم اين کار( پاسخ به شیرزاد) قبلأ توسط ساير دوستان به ويژه آقايان مرد، اکبري ، هاشمي ، بهلولي ، نيک نژاد ، پور سليمان و نهضت و برخي از ديگر عزيزان انجام شده

چند ماه قبل از انتخابات مجلس اينجانب رسمآ به هيئت مديره کانون پيشنهاد کردم که بحث ورود يا عدم ورود در انتخابات را در دستور کارقرار دهد . بنده رسماُ به هيئت مديره اعلام کردم که از هفته آينده در روزهاي يکشنبه جلسات مربوط به انتخابات را در مکان ديگري برگزار خواهم کرد و هر کدام از اعضاي هيئت مديره که مايل باشد مي تواند در اين جلسات شرکت نمايد.

آقايان : باغاني ، اکبري (نوراله) ، فلاحي ،باقري، رضايي و خودم (بهشتی) و از دوستان سازمان معلمان آقايان هاشمي ، پور سليمان ،داوري و خانم طاهره نقي ئي در اين جلسات شرکت نمودند.

۸۳ درصد ازفرهنگيان مخالف هرگونه ائتلاف با احزاب و 47 درصد آن ها نيز مخالف ائتلاف با اصناف بودند ودر نهايت 74 درصد گفته بودند در صورت گسترده بودن رد صلاحيت ها حضور در انتخابات را بي فايده مي دانند.

قاعدتا طبق نظر سنجي مي بايست رسما عدم حضور خود را در انتخابات اعلام مي کرديم اما متاسفانه اين اتفاق نيفتاد وبا کم لطفي برخي دوستان ،پيشنهادي به جمع فعالان صنفي و مدني رسيد که براساس آن شورا مجاز بود ضمن بررسي کانديداهاي تاييد صلاحيت شده حمايت خود را از برخي کانديداها که تعهد خود را نسبت به جامعه ي معلمان ابراز مي نمايند اعلام نمايد .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شیرزاد عبداللهی در 15:36 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387

دو گرایش در کانون صنفی معلمان ایران

جمعه هفدهم اسفند 1386

آيا از حدودشش ماه پيش شوراي فعالان صنفي مدني با مشارکت 6 عضو هيات مديره کانون تهران( باغاني – بهشتي – رضايي- نوراله اکبري – باقري – فلاحي ) و5 عضو شوراي مرکزي سازمان معلمان( هاشمي – داوري – مرد- پورسليمان –نقي ئي ) تشکيل نشده ودر جلسات متعدد در باره انتخابات بحث وگفتگو نکرده اند؟ ايا اين جمع با گرامي مقدم نشست نداشته اند وايشان را به عنوان کانديداي مورد حمايت فعالان صنفي – مدني انتخاب نکرده اند؟

البته استعفاي بهشتي مسبوق به سابقه است . به گفته دوستان کانون او در دوره مسئوليت خود چند بار از هيات مديره کانون استعفا داده وهر بار با وساطت ريش سفيداني مثل معارفي باز گشته است. ايا اين استعفا نيز مصلحتي وبراي تحکيم مواضع شخصي است؟

بهشتي در ان واحد مي خواهد با کارت هاي مختلف بازي کند: صنفي ، سياسي، راديکال ، ميانه رو ، اصلاح طلب پيشرو، اصلاح طلب معتدل. او با همه هست و با هيچکدام نيست. بهشتي در چهار ماه گذشته پروسه اي طي کرده که شديدا نگران است جزئيات ان به گوش معلمان برسد. او گوشه چشمي هم به صنفي ها ونيم نگاهي هم به تحريمي هادارد.بهشتي پايي در صنف وسري در اسمان سياست دارد. فعاليت صنفي را محدود وکسل کننده مي داند اما حاضر نيست از ان دل بکند ويکسره قدم به ميدان سياست بگذارد . کدام حزب سياسي در دوره رکود مي تواند اجتماعي 15 هزار نفري برگزار کند؟ چنين جمعيتي معجزه صنف است.

واقعيت اين است که در هيات مديره کانون صنفي دو گرايش وجود دارد. يک گرايش که معتقد است کانون تشکلي صنفي شبيه اتحاديه ها وسنديکاهاي کارگران است وبايد صنفي باقي بماند... معلمان حول مسائلي مانند افزايش حقوق ، اجراي قانون مديريت خدمات ، بهبود شرايط کار ، پرداخت حق مسکن، کاهش ماليات و ساير مسايل صنفي با هم متحد ويکپارچه اند. اما در مسائل سياسي  داراي نظرات متفاوتند

... وقتي به انها گفته مي شود که اساسنامه کانون اجازه اين فعاليت ها را نمي دهد ، از در ديگري وارد مي شوند: ما نه با تابلو کانون بلکه به عنوان افراد حقيقي وبه اعتبار شخصي وارد صحنه مي شويم. مي پرسي شما اين اعتبار را از کجا کسب کرده ايد؟ ايا اين اعتبار دارايي شخصي شماست که به دلخواه ان را هزينه کنيد؟ مي گويند: ما در جلسات صنفي ، صنفي هستيم ودر جلسات سياسي ، سياسي!

برخي از اعضاي هيات مديره کانون بدون اذن صاحبان سرمايه اجتماعي کانون که همان معلمان عادي هستند اعتبار کانون را برسر بازار سياست به حراج گذاشته اند.تصور انها اين است که اين سرمايه عظيم را نبايد راکد گذاشت...

منطقه دوم اختلاف دو گرايش انجام فعاليت هاي اقتصادي وانتفاعي در جوار کانون است . .. اعضاي هیات مدیره کانون تهران يک شرکت سرمايه گذاري تشکيل داده اند که در حال ساخت يک مجتمع 60 واحدي درنزديکي ميدان شهداي تهران است. مي گويند که اين فعاليت ها مستقل از کانون است.

1-رهبري کاريزماتيک 2- مخلوط کردن فعاليت سياسي وصنفي 3- انجام فعاليت هاي اقتصادي در قالب تعاوني مصرف ومسکن قبلا توسط خانه معلمان به رهبری رحمان شمس ازموده شده است . ...

تداخل بين فعاليت اقتصادي وصنفي، تشکل صنفي را از محتوا تهي مي کند. اعضا به جاي منافع عمومي بر اساس منافع شخصي تصميم مي گيرند. برخي هم نمک گير مي شوند... 

 ... تولد کانون مقدماتي داشته .گرايش کانون از آغاز صنفي ، غير سياسي و غير انتفاعي بوده است. البته اگر دوستان خواهان تغيير اساسنامه وخط و مشي کانون هستند راهکار قانوني دارد.

در جلسه زير زمين اوستا بهشتي جمله اي گفت که نياز به اسيب شناسي دارد. او در مورد خريد زمين ميدان شهدا توضيح مي داد که گفت:« به دوستان گفتم تا يک ميليارد تومان روي من حساب کنند. برخي دوستان گمان کردند چنين مبلغي در حساب من است . برايشان توضيح دادم که من اين مبلغ را با اعتباري که دارم تهيه مي کنم.». اين اعتبار از کجا امده واگر متعلق به کانون است ايا دوستان مي توانند ان را به دلخواه وبراساس درک شخصي هزينه کنند؟


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شیرزاد عبداللهی در 14:35 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دوم اردیبهشت 1387

شرط علي احمدي براي انتصاب مديران زن!

علي احمدي، با چراغ دنبال زنان توانمند وشايسته وفاضله مي گردد تا به انها مناصب مديريتي بدهد  گفتم که يافت مي نشود ، جسته ايم ما ! / گفت انکه يافت مي نشود ، آنم آرزوست ! يک وزير با کلاس،با آن مدرک دانشگاهي بالا که نمي تواند با حضور خانم ها در پست هاي مديريتي مخالف باشد .

علی احمدی: «پست زنان بايد به گونه اي باشد که با مسئوليت هايي که انان در منزل دارند ، قابل جمع باشد.» . اين حرف وزير مبناي قانوني ندارد. مسئوليت هاي مديران زن يا مرد در منزل فقط به خودشان مربوط است.

علی احمدی:  « کارهاي ما شبانه روزي شده است. نماز صبح را که بخوانيم به سمت اداره مي اييم وشب هم معمولا ساعت 30/11 يا 12 کارها به ما اجازه مي دهد که به منزل برويم . تازه بخشي از کار را نيز با خود به منزل مي بريم. ». خانه براي انها فقط يک خوابگاه است. اگر نيم ساعتي هم بيدار باشند، با کارتابل وپرونده ها ور مي روند.

اگر يک مديرخانم شبانه روزي کار نکند از وظايف اداري خودعقب مي افتد واگر پا به پاي مردها کار کند ، تکاليف منزل روي زمين مي ماند! با اين قضيه متناقض نما کار خانم ها غیرممکن است! 

ارزش کار يک مدير را مثل يک کارگر ساده ساختماني با ساعت حضور اودر پشت ميزارزيابي نمي کنند. حضور فيزيکي مديران به مدت 18 تا 20 ساعت برسر کار نشانه نوعي مديريت عقب افتاده وقائم به شخص است. اين حرفها تمام ژست هاي مديريتي وزير با کلاس را نقش بر آب مي کند.

مديري که درشبانه روز چهار ساعت مي خوابد، تمرکز ذهني ندارد وقادر به تصميم گيري صحيح نيست. ذهن او اشفته ودرهم است وحافظه اش درست کار نمي کند. دايم خميازه مي کشد و راندمان کاري او به کمتر از 30 درصد مي رسد. .تحميل زندگي پادگاني به مديران به تدريج باعث افسردگي و بيماري انها مي شود. 

فرض کنيم وزير روزي 20 نفر را ملاقات ومشکلات همه را هم گوش کند. در سال 200 روز هم ملاقات مردمي ، روزي 5 ساعت داشته باشد.در چهار سال مي شود 800 روز . وزير مي تواند با صرف روزي 5 ساعت (نفري 15 دقيقه ) در مدت وزارت مشکلات 16 هزار نفر از 1/1 ميليون فرهنگي را بشنود. در حالي که علم مديريت براي اين کار راه حل علمي دارد. 

علي احمدي هم مثل فرشيدي تصور مي کند که نظريه پرداز است در حالي که کار وزير نظريه پردازي نيست. . مهم ترين کار وزير تامين اعتبارات مالي براي مجموعه تحت مديريتش است واسب علي احمدي در اين زمينه لنگ است. علي احمدي وظايف قانوني خود را وا نهاده ودر اسمان سير مي کند. مديران ما مشکلات معرفتي دارند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شیرزاد عبداللهی در 17:14 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387

قانون نفت ودوزخیان اموزش وپرورش!

حوران بهشتي را دوزخ بود اعراف / از دوزخيان پرس که اعراف بهشت است.نشانه ها را رمز گشايي مي کنم. حوران بهشتي ، کارکنان شرکت نفت وبرخي وزارتخانه هاي برخوردارند. اعراف قانون مديريت خدمات کشوري است که جايي است مابين بهشت وجهنم . دوزخيان هم فرهنگيان وپرستاران وکارکنان برخي وزارتخانه هاي وامانده اند!

اگر قرار باشد اين قانون پيش از اجرا اين همه تبصره بخوردو استثنا داشته باشد بهتر است از خير اجراي ان بگذرند. اقايان کمي فکر کنند که چرا قانون نظام هماهنگ مصوب سال 72 به اين روز افتاد. همين لابي گري ها و پارتي بازي ها و جداکردن حساب نورچشمي ها کار را به اينجا کشاند. البته کارکنان دولت همه با هم برابرند اما برخي برابرترند!

قائم مقام وزارت نفت: از انجايي که براساس قواعد واصول حقوقي ، همواره اخرين اراده قانونگذارملاک عمل است .اخرين اراده قانونگذار در قانون بودجه متبلور شده است که عبارت است از : اداره امور نفت براساس قوانين حاکم (قانون نفت). لذا با تصويب اين قانون به عنوان يک قانون خاص ، قانون مديريت خدمات کشوري به عنوان قانون عام در زمينه نفت تخصيص خورده وملغي الاثر است.

اين چه رازي است که وزرا ومديران همه بخش هاي دولت از پرسنل خود حمايت مي کنند الا وزير اموزش وپرورش که گويي در جلسات هيات دولت دهانش را دوخته اند. تازه سکوتش مفيدتر از گفتارش است. کدام وزارتخانه است که کارکنان ان شش ماه است اضافه کار وحق التدريس نگرفته اند.کدام وزارتخانه را مي شناسيد که بازنشستگان مظلومش بعد از يکسال هنوز پاداش اخر خدمت خود را نگرفته اند؟ وتازه وزير به جاي دلجويي هر شب با گفتن اينکه به جای طلبشان به انها سهام عدالت مي دهند.تا مرز سکته پيش مي بردشان. بر اساس کدام قانون شرعي يا عرفي بدهکار ، طلبکار خود را مجبور مي کند پس از يکسال تاخير به جاي پول جنس يا سهام بگيرد. خوب است اقايان حکم شرعي اين زورگويي به مشتي بازنشسته بي پناه را از مراجع استفتا کنند. پس اين رفاقت وزير با رييس جمهور که در مجلس به عنوان مهم ترين مزيت علي احمدي مطرح شد به چه دردي مي خورد؟


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شیرزاد عبداللهی در 8:5 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387

کارمندان فقیر تر می شوند!

اگر از يک معلم معمولي وگرفتار مشکلات معيشتي بپرسند که به نظر شمادولتمردان چه ويژگی هايي بايد داشته باشند ؟ احتمالا پاسخ خواهد داد بايد درد اشنا وساده زيست باشند. ادم هايي از جنس خودمان. با حقوقي 300هزار توماني ، که در خانه هاي معمولي زندگي مي کنند. توي کوچه دمپايي مي پوشند. نهار نان وپنير مي خورند ...

...يک دولتمرد بايد حقوق کافي بگيرد . زندگي بي دغدغه اي داشته باشد. در خانه اي راحت وبا امکانات کافي زندگي کند. راننده واشپز و خدمتکار داشته باشد،روزی 8 ساعت بخوابد، استراحت وتفریح کند،غذای خوب بخوردو... اما کار خودش را بلد باشد وبه درستي انجام بدهد. معيار ما براي تعيين مشخصات يک مدير نبايد لباس چروک ،دمپایی، سر و وضع اشفته ، موهاي شانه نشده ، چشمان سرخ شده از خستگي و گفتار ورفتار عوامانه باشد...

...جاهاي ديگر درامد کشورها که افزايش مي يابد ميزان رفاه وشادابي جامعه بالا مي رود .اما در اینجا اگر درامد کشور افزایش یافت باید عزا گرفت. به گفته غنيمي فرد مدير امور بين الملل شرکت نفت در سال 86 درامد نفتي کشور 8/78 ميليارد دلار بوده . اين درامد بي سابقه نه تنها قاتق نان مردم نشد که بلاي جان انها شده است. چرا ؟ به دليل مديريت غير تخصصي وغلبه عوامزدگي وعوامفريبي ولاف وگزاف در حوزه سياست.به دليل اينکه عده اي معتقدند تئوري هاي علم اقتصاد يعني کشک!

...ما از اينکه عده اي، فعالان صنفي را به ارتباط با بيگانه متهم مي کنند خشمگين مي شويم .اما خود نزديکترين دوستانمان را که با انها اختلاف نظر داريم با همين حربه ها تخريب مي کنيم. ما از گردش قدرت دفاع می کنیم اما اگر موقعیتی کسب کردیم چهار چنگولی ان را برای همیشه حفظ می کنیم. ما در همین روابط عادی خود دیکتاتور پرورش می دهیم وبا چاپلوسی های خود همکار ساده ...

چالش اصلي در اموزش وپرورش در ارديبهشت ماه است که مطابق روال مرسوم احکام جديد حقوقي معلمان صادر وبه مدارس ارسال مي شود. ...

در ميان کشورهاي منطقه خاورميانه نيز ايران با تورم 7/20 درصدي مکان اول را به خود اختصاص داده و قطر با نرخ تورم بسيار کمتر (12 درصد) مکان بعدي را اشغال کرده است. آمارها نشان مي دهد کمترين تورم در منطقه خاورميانه متعلق به بحرين با نرخ 3/3 درصد است، اين در حالي است که در ميان 183 کشور جهان ژاپن کمترين نرخ تورم (6/0 درصد) را داراست...

َبراساس تازه ترين گزارش بانک مرکزي در سال 86 بالاترين رشد قيمت يک کالا به کره پاستوريزه با 57 در صد تعلق گرفت و بعد از ان به ترتيب دستمزد کارگران ساختماني با رشد 55 درصد،خيار با 47 درصد ، برنج ايراني با 45 درصد ، فرش دستباف با 45 درصد، برنج خارجي با 43 درصد گوشت40 درصد، مرغ 23 درصد ، کرايه تاکسي 29 درصد ، مبل 27 درصد ، تخم مرغ 32 درصد ، سيب 24 درصد ، پرتقال 20 درصد ، شهريه مدارس غير انتفاعي 26 درصد ، روغن نباتي جامد 34 درصد ، ويزيت پزشکان متخصص 20 درصد ، سبزي خوردن 34 درصد ، شير پاستوريزه 23 درصد ، ماست 30 درصد ، وچاي 28 درصد گران شدند. در کنار اقلام مصرفي اجاره مسکن بيشترين فشار تورمي را بر مردم وارد اورده است .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شیرزاد عبداللهی در 22:8 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و سوم فروردین 1387

یازده نظریه سیاسی در باره معلمان حق التدریس!

نظريه گل وبلبل: ابزار کار ذره بين براي ديدن چيزهاي ريز. پرگار براي سنجش ميزان چرخش ديگران. کليات سعدي .ما در مورد حق التدریس ها موضع خاصی نداریم البته داشتیم تمام شد.

وحالا شعر می خوانیم در این بهار دلکش: تنگ چشمان نظر به ميوه کنند / ما تماشا کنان بستانيم. موردنيازبرای درمان بیمار : حذف 8 سال سابقه اصلاح طلبي. در اين خصوص از روش کنفوسيوس در تکذيب مي توان استفاده کرد. کاهش ميزان مواد سياسي در خون و استفاده از مواد غذايي حاوي ويتامين هاي صنفي.

نظریه من! : هميشه با خود مي انديشم . اوه خداي من، پس هستم. من انديشمندم .من خيلي بزرگم .من فوق لیسانس دارم. .من تقريبا از سال 1377 با عضويت در سازمان معلمان و تحرير مطالبي عمدتا در روزنامه ها ... اه روزنامه ها ! سعي کرده ام آموزش و پرورش و مسايل آن را به عنوان يک زير سيستم در نظر بگيرم و با يک نگرش سيستمي به نقد آن بپردازم،... و اين شايد وجه تمايز من با افراد ديگر و حتي تشکل هاي ديگر در حوزه آموزش و پرورش باشد... من خيلي فرق دارم. من متمایزم .من ... من يک منطقه دارم ... مال خودمه! همه ش مال من! کی به کیه؟

توصیه: تو خيلي متفاوتي، هم با ادم ها وهم با تشکل ها! تو بي نظيري! تو روزنامه نگار قدیمی هستی!  تو خود یک اکادمی هستی . تو خود يک سيستمي. يارو را توی مدرسه خودش راه نمي دادن سراغ رئیس منطقه را مي گرفت.تشخیص عارضه : عقده خود روزنامه نگار بيني! عشق به استفاده از کلمات قلنبه! کشته ومرده شهرت.منطقه را مال خود بینی . روش درمان: همنشینی با کنفوسیوس. روزی دو ملاقه شهرت.حضور در دفتر مدارس رودررو با معلمان!  گذاشتن کامنت هایی با لقب استادویاد اوری سوابق روزنامه نگاری از سال 77.

نظریه کنفوسیوس : من وجود گرامي مقدم را تکذيب مي کنم . من وجود فرج کميجاني را تکذيب مي کنم. دروغ است. دفتر خيابان ملک دروغ است. فتحي دروغ است. مياندشتي شايعه است. هتل درسايي وجود ندارد. نه خاني امد ونه خاني رفت ونه هندوانه اي خورده شدو...من تکذيب مي کنم. پس هستم! در مورد حق التدریس ها .من ضمن تشکر از اقای هاشمی ، وزیر را به اندیشه کردن و استفاده از مشاوران دلسوخته ای مثل خودم دعوت می کنم!

نظریه عضو تعاوني مسکن: ترسو کامنت ها را پاک نکن. اطلاعاتي چرا قايم شدي. ميدان شهدا از پارسال تا حالا متري ... گران شده. از قرار متري ... مي شود 30 سال حقوق معلمي...ترسو شکمتو جر مي دم . ترسو به تو چه که ان مرد با عينک دودي کجاست ؟ تو ضد معلمي . تو از اول ضد معلم بودي ترسو بگذار کامنت بگذارم . خبرنگار ترسو. اها در مورد حق التدریسی ها این شیرزاد عبدالهی با همکاری مرتضی حاجی و وزارت اطلاعات که من مدارک ان را دارم به نفع دکتر معین در انتخابات سخنرانی کرد. ویک روز که من به وزارت اطلاعات دعوت شدم در سال ۸۲. او رادیدم داشت عقب عقب می رفت وکاغذی از دستش افتاد که روی ان نوشته بود مرگ بر معلمان حق التدریس ... البته من خارج از کشور هستم واز اطلاعات هم نمی ترسم.بقیه اش را بعدا می گم. ترسو توی وبلاگ بهشتی و سخن معلم پته اطلاعاتت را رو می کنم!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شیرزاد عبداللهی در 15:27 |  لینک ثابت   • 

جمعه شانزدهم فروردین 1387

نمونه ای از اخلاق سیاسی!

به نقل از هاشم سنجانی در اخرین پست وبلاگ سخن معلم یادداشت کوتاهی درج شده که حاوی دو نکته بدیع است: 1- برای اولین بار گرایش صنفی کانون به نام اقلیت کانون صنفی معلمان تهران نامگذاری شده است. با این حساب گرایش سیاسی هم پیمان با سازمان معلمان هم می شود اکثریت! این در حالی است که هیچ یک از دو گرایش کانون تهران ، چنین تقسیم بندی وجدایی را نپذیرفته و اعلام نکرده اندوظاهرا همه چیز موکول به تشکیل جلسه شورای هماهنگی کانونها شده است....

...عده ای در فضای مجازی خطی را جا می اندازند که گرایش صنفی کانون را معادل افراط گرایی وتند روی به معلمان معرفی کنند. در حالی که در این قضیه بحث بر سر کندرو تند رو بودن نیست...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شیرزاد عبداللهی در 0:53 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387

کامنت نگذارید.دیگر پاسخ نمی دهم! ببخشید.

ظاهرا بررسي پديده اي به نام شيرزاد عبداللهي در وبلاگ اقاي بهشتي به پايان رسيد وقرار است در پست هاي بعدي به سوالهاي من وديگران در مورد دوگرايش در کانون وتحليل نتايج انتخابات ودستاوردهاي ان بپردازد.خدا را شکر.... 

شیرزاد می گفت: همين حقوق هم براي بسياري از معلمان زياد است...

...هنوز نوشته هاي بهشتي به پايان نرسيده که جناب اقاي هاشمي دبير کل محترم سازمان معلمان طي مصاحبه اي مرا زير ذره بين قرار داد واز گردش 180 درجه اي من در چند سال گذشته انتقاد کرد وعلت بداخلاقي من را حرکت مستقل شوراي فعالان صنفي- مدني دانست و لا غير. به نظر اقاي هاشمي اگر شوراي فعالان صنفي –مدني از ليست اصلاح طلبان حمايت مي کرد، مشکل شيرزاد عبداللهي حل مي شد.اين ليستي که هاشمي مي گويد، همان ليستي است که شيرزاد عبداللهي از ان حمايت نکرده است. اما شوراي صنفي – مدني يکي از سه کانديداي خود را از اين ليست انتخاب کرده است. قاعدتا اگر من موضع گيري سياسي وحزبي داشتم در اين انتخابات بايد کنار شوراي صنفي – مدني قرار مي گرفتم وهمان کاري را مي کردم که فرج کميجاني کرد.

پايه تحليل دوستان از مواضع من ان است که من مثل یک دستگاه مکانیکی در دوره اصلاحات حرکت هاي صنفي معلمان را تخطئه کرده ام چون اين حرکت ها در جهت تضعيف دولت خاتمي بوده است ودر دولت احمدي نژاد در کنار حرکت صنفي معلمان قرار گرفته ام چون در جهت تضعيف اصولگرايان است.اگر من بتوانم ثابت کنم که من نه عضو حزبي بوده ام ونه چک سفيد به دولت خاتمي داده ام وسرسپرده اين دولت نبوده ام، پايه تحليل اقاي بهشتي فرو مي ريزد ...

از اين به بعد حکيميان حذف وابتکار ايجاد تشکل صنفي معلمان به حيدر زنديه واگذار شد. انها رفتند وسازمان معلمان را تشکيل دادند وما تعدادي معلم باعقايد وخصوصيات متفاوت ومتضاد وجاه طلبي، نهال کوچکي به نام کانون را کاشتيم. پس من تا سال 77-78 حزبی عمل نکرده ام بلکه ضد حزبی عمل کرده ام.

سازمان معلمان تشکيلاتي سياسي، هرمي وکنترل شونده از بالا بود. دبيرکل ان حيدر زنديه معاون ومشاور جواهري پور وعضو علي البدل شوراي مرکزي حزب مشارکت بود. در هر منطقه تهران رئيس اداره ويا نماينده او در راس تشکل قرار داشت.

در سال 78 مورد لطف رئيس منطقه 9 اموزش وپرورش قرار گرفتم وبه بهانه درج گزارشي انتقادي تحت عنوان خوردن نان وپنير براي معلمان حرام است در روزنامه صبح امروز. از من به کلانتري شکايت کرد واگر حمايت همکاران مطبوعاتي به خصوص خبرنگار شجاع روزنامه همشهري خانم فريبا صحرايي نبود شايد اقاي فلاح رئیس شورای منطقه ای سازمان معلمان مرا زنداني مي کرد...

من با حرکت خودجوش مخالفت کرده ام. با پرتاب سکه به طرف نمايندگان مجلس ششم، با پشت کردن به مجلس ، با شعار لمپني : چلوکباب حيا کن ، کروبي را رها کن مخالفت کرده ام. با سردادن ششصد شعار اکثرا مسخره وبي سر وته مخالفت کرده ام. با عبور معلمان از نرده هاي مجلس ودست به يخه شدن با نمايندگان مخالف بوده ام.ان شب که تلويزيون ملاقات نمايندگان خودجوش معلمان با کروبي را نمايش داد از ديدن بعضي از اين نماينده ها خجالت کشيدم. اگر معلمان در سال 85 در برابر مجلس هفتم هم چنين حرکاتي از خود نشان مي دادند، باز هم انتقاد مي کردم.من باتوم خوردن معلمان در روز 6 بهمن 80 را نوشته ام .دستگيري 40 نفر را در ان روز بازتاب داده ام اما اين راهم نوشته ام که ان چهل نفر تا اخرين ساعات همان روز ازاد شدند.

 يکبار در سال 82 به اتفاق خانم رفيعي خبرنگار اموزشي روزنامه ايران به عنوان کارشناس روزنامه وبا هماهنگي قبلي براي مصاحبه با حاجي به طبقه چهارم ساختمان قره ني رفتيم. نيکبخت پس از شناسايي من ، همه قول وقرارهای خود را زير پا گذاشت وگفت مصاحبه اري اما بدون حضوراین عبداللهي. او گمان کرده بود عبداللهی کارشناس روزنامه کس دیگری است.  

روزی را به یاد اورید که حاجی بابایی زیر باران خودش را به جلسه کانون در تهرانپارس رسانید وان دفاع جانانه واینکه اصولگرایان دستشان بسته است . وباز هم به یاد اوریددو ماه تجمع معلمان در برابر مجلس در سال 85 وسکوت کامل این مدافع.

در دوره حاجي ومدير عاملي مهدي حاجي برادر وزير، جريان پشت پرده برج هاي سه قلوي فرهنگيان در خيابان ايرانزمين را من به طور اختصاصي تهيه ومنتشر کردم .يک مصاحبه چالشي با مهدي حاجي برگزار ودر شرق انتشاردادم...

من با يک هفته تعطيلي کلاس ها در اسفند 82 مخالف بودم. معلمان با تعطيل کلاس هاي درس به عنوان اهرم فشار براي افزايش حقوق در مقابل افکار عمومي قرار مي گيرند . در اسفند 85 ودر زمان حاکميت رقيب اصلاح طلبان مطابق نظريه بهشتي من بايد از تعطيل کلاس ومدرسه استقبال مي کردم. اما با نوشتن دويادداشت در اعتماد واعتماد ملي، معلمان را از زدن به سيم اخر بر حذر داشتم...

احساس می کنم وسط دعوایی افتاده ام که از هر سو چک ولگد ها نثار من می شود. گرایش صنفی کانون شاید در انتظارند که نتیجه دوئل من با گرایش سیاسی روشن شود. من گلادیاتوری هستم که مفت ومجانی برای انها جدال می کنم.گرایش سیاسی هم ترجیح می دهد به جای سرشاخ شدن با خاکساری وپوروثوق و محمود دهقان وبداغی لر با شیرزاد عبداللهی در اویزد...

 این دعوایی است که من نه یک طرف ان هستم ونه منفعتی در ان دارم خواهش می کنم از گذاشتن کامنت در ذیل مطلب خودداری کنید ودر تریبون های متعلق به خودتان دنباله مطلب را بگیریدو شاید هم بهتر است دنباله اش را رها کنید تا وقت دیگر وفضای دیگر.من اموختم از همه شما .ممنون . از راهنمایی دوستی که فضای کامنتینگتون وبلاگ مرا وحشتناک خوانده بود تشکر می کنم و به احترام او همه کامنت های چالشی پست قبلی را حذف می کنم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شیرزاد عبداللهی در 5:53 |  لینک ثابت   • 

جمعه دوم فروردین 1387

وزن کشی انتخاباتی شورای فعالان صنفی - مدنی معلمان !

فرحناز مینایی پور با 132500 رای جایگاه 62 را احراز کرده است . اسماعیل گرامی مقدم که شناخته شده ترین نام در لیست شورای صنفی معلمان بود رتبه 77 را از ان خود کرده است و اقای غلامحسین رضایی در میان 101 نفر نیست.  برخی خبرها حاکی است که تعداد ارای کاندیدای سوم شورای صنفی کمتر از 3000 رای است.

رفتار رای دهندگان تهرانی همواره براساس لیست های گروه های اصلی بوده وکاندیداهای منفرد ونا شناخته شانسی نداشته اند. به این ترتیب رای خانم مینایی پور صد در صد به دلیل قرار داشتن در لیست اصلاح طلبان بوده و جایگاه اقای گرامی مقدم هم ناشی از حضور او در لیست اعتماد ملی است. 

حمایت شورای صنفی از مینایی پور موقعیت او را در فهرست کاندیداهای اصلاح طلبان ارتقا نداده است. اگر انگونه که برخی از اعضای شورای صنفی گفته اند این حضور را نوعی وزن کشی بدانیم ، براساس انالیز نتایج وزن شورای صنفی حداکثر دو هزار رای است.

شورای صنفی در اولین تجربه سیاسی خود به سختی شکست خورد . در انتخابات  اتی گروه های سیاسی این نتیجه را به رخ معلمان خواهند کشید. وبر اساس این وزن  شورای صنفی وتشکل ها ی مشابه را به بازی نخواهند گرفت. این واقعیت هم اثبات شد که معلمان به همان نسبت که در حوزه صنفی متحد ویگانه اند در حوزه سیاسی متفرق و متکثرند. 

برای اظهار نظر قطعی باید منتظر اعلام نتیجه کامل انتخابات ورتبه وتعداد ارای اقای رضایی به عنوان کاندیدای تقریبا اختصاصی شورا ماند.

توجه:توضیح آقای غلامحسین رضایی را درمورد این پست در بخش نظر بخوانید. 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شیرزاد عبداللهی در 11:32 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه یکم فروردین 1387

بوی بهار نمیدهد این وبلاگ!

وبلاگ ها وسايت ها در این ایام همگي بوي بهار مي دهندو عيد ونوروز وگل وشکوفه. به دلايلي در اين وبلاگ از بوی بهار و نوروزنامه وتبريک عيد و عکس وسفره هفت سين و... خبري نيست واز اين بابت از خوانندگان عذر مي خواهم .

مهم ترين دليل ان کثرت مناسبت ها واعياد در ايران است. همه اين مناسبت ها هم مهم هستند و نمي شود گزينشي عمل کرد. وبلاگ من ظرفيت پرداختن به اين مهم را نداردو خودم هم توان فني و دانش و وقت اين کار را ندارم.

ننوشتن دليل بي اعتنايي ويا بي اعتقادي ويا تکروي نيست. همه مناسبت ها براي من محترم وعزيزند.تازه مگر قرار است همه کارهاي خوب را من و ان هم در اين يک وجب فضاي مجازي انجام دهم.

 وبلاگ من تک موضوعی است : فقط اموزش وپرورش و ديگر هيچ. دعا مي کنم که بتوانم اين کار را در سال جدید ادامه دهم. استعداد ما براي شروع کردن يک کار زياد اما توان ادامه دادنمان کم است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شیرزاد عبداللهی در 12:25 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386

نور چشمي ها ومديران ستادي مهمانان نوروزي خانه هاي معلم!

اواخر بهمن ماه به همراه يکي از دوستان که خودش وهمسرش چند سالي است که بازنشسته شده اند با قطار به بندر عباس وقشم رفتيم . به اين اميد که در خانه معلم ساکن شويم...

گفت : اصلا جانداريم . گفتم چرا براي اين اقا جاداشتيد؟ گفت: قبلا رزرو کرده اند . دوستم گفت : چرا دروغ مي گوييد. من خودم زنگ زدم گفتيد رزرو نداريم بياييد اينجا. خلاصه اوقاتمان به کلي تلخ شد واز معلم بودن خودمان خجالت کشيديم....

خانمي که مسئول خانه معلم بندرعباس بود مي گفت: رزرو نمي کنيم اما در تابستان معمولا جا داريم! مي توانيد ان موقع بياييد. لابد معلم ها بايد زمستان بروند تبريز وتابستان بروند بندر عباس ! شهرهاي شمالي وشيراز واصفهان هم که هيچ موقعي از سال جا ندارند.

خانه معلم مال از ما بهتران است . سهم ما کلاس های لخت وعور مدارس است با موکتي کثيف وايستادن در صف دستشويي و گاز پيک نيکي و...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شیرزاد عبداللهی در 0:44 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386

شکست سرگیجه آور گرایش سیاسی کانون!

حضور 6 تن از اعضاي شناخته شده هيات مديره کانون صنفي معلمان تهران در تشکلي نو پديد به نام شوراي صنفي – مدني به منظور شرکت در انتخابات مجلس هشتم ، شکاف عميقي بين فعالان صنفي ايجاد کرد.در مقابل این زیان بزرگ دوستان چه دستاوردي داشتند؟...

تفکيک بين شخصيت حقيقي وحقوقي اعضاي هيات مديره در موضوع واحد انتخابات جنبه عجيب و طنز الود این ماجرا بود. نوراله اکبري ومحمود بهشتي شب ها به نام عضو هيات مديره کانون، پيامک تحريم انتخابات مي فرستادندو روزها به عنوان عضو شوراي صنفي مدني، معلمان را به حضور فعال در انتخابات فرامي خواندند وبه قول ظريفي با يک چشم گريه مي کردند وبا چشم ديگر مي خنديدند.چنين تفکيکي در عالم واقع امکان پذير نيست.تنها در تفکر دوگانه باوري جورج اورول در 1984 چنين تفکيکي عملي وفاقد تناقض است.

معلمان به هيچکس چک سفيد امضا نداده اند . حمايت انها از فعالان صنفي مشروط است . رابطه بين معلمان واعضاي مرکزي تشکل ها رابطه مريد ومرادي ، ارباب ورعيتي ، شبان وگله و رهبر وتوده نيست.رابطه بين انسان هاي ازاد است . عده اي براي مدت معيني با راي معلمان انتخاب مي شوند تا وظايف معيني را طبق اساسنامه انجام دهند. همين وبس.

 اينکه برخي دوستان اگاه يا ناخوداگاه با جملات شاعرانه وکلمات اغراق اميز که بوی تملق می دهد دوستان خود در هیات مدیره را  را مي نوازند وشخصيت خود را در انها محو مي کنندو رفتاري ماقبل مدرن از خود بروز مي دهند در ان واحد سه اثر منفي باقي مي گذارد: 1- خود را حقير مي کنند 2- به تشکيلات زيان مي رسانند. 3-شخص ستايش شده را دچار توهم خود رهبر بيني مي کنند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شیرزاد عبداللهی در 0:50 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386

پای دلال های زمین ومسکن را از صندوق ذخیره فرهنگیان قطع کنید!

محمد علي شايسته نيا دستورخريد فوري يک برج نيمه کاره در تقاطع خيابان شريعتي ودولت رابه شرکت ساختمان معلم داده است واصرار دارد که معامله اين سوی سال انجام شود...

واسطه اين معامله شخصي به نام[ ر] از مديران سابق موسسه انصار المجاهدين است...

گفته مي شود در اين معامله حداقل 5 ميليارد به جيب واسطه ها مي رود...

نبود ضوابط مشخص و حجم بالاي نقدينگي فضاي وسوسه انگيزي براي دلالان به ويژه در بخش مسکن فراهم ساخته است...

همين جا ازمدیر عامل صندوق درخواست مي کنم که فهرست معاملات ملکي که در سال 86 توسط صندوق انجام شده را شفاف وبا جزئياتي مانند طرف قرارداد ، معرف ها و واسطه ها ونحوه پرداخت در اختيار اعضاي صندوق قرار دهد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شیرزاد عبداللهی در 9:26 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و پنجم اسفند 1386

وقتی پیش نمازی هم تحمل نمی شود !

پيش نمازي بايد خيلي زودتر مي رفت. زيادي ماند.کم مانده بود که علي احمدي با بي احترامي اخراجش کند. چند روز پيش،وزير از غفلت او علنا شکوه کرد. تا اينکه روز 21 اسفند استعفا داد وارام وبي صدا برگشت به صدا وسيما.

 رفتن پیش نمازی نگران کننده است... سقف انديشه وتفکردر اموزش وپرورش به قدري کوتاه است که کسي مانند باقرپيش نمازي را بر نمي تابد...

وقتي در تدوين قانون کارشناسان و مراکز تحقيقاتي به بازي گرفته نمي شوند ومحرک نمايندگان انگيزه هاي سياسي و عصبيت هاي جناحي است وضع قانون بهتر از اين نمي شود...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شیرزاد عبداللهی در 1:3 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386

از زیرزمین تعاونی فرهنگیان تا هتل درسا

بحث کوپن هاي عدس ونخود بود. هديه دولت به کارمندان در استانه شب عید. هديه اي که پيشاپيش از کارمند وکالتنامه مي گيرند که پولش را از حقوق فروردين وارديبهشت ماهش کم کنند. اسم رسمي اش هست بن کارمندي . اما بالايش نوشته : ستاد بسيج اقتصادي . ايا اين کوپن ها مقدمه اي است براي بازگشت به دوره کوپني دهه شصت؟ ... حتي در دوره جنگ هم کوپن عدس ونخود نداشتيم ... عدس نور چشم را زياد مي کند ونخود باد شکم را....

سبد کالاي کارمندان شامل دو بسته 900 گرمي نخود، 2 بسته 900 گرمي عدس، 4 بسته 1200 گرمي شکر و5 بطري يک ليتري روغن سويا ... مواد پروتئيني را وقت ديگر مي دهند. اسدي بسته هاي عدس وشکر ونخود را وزن کرده ، هر کدام 20 تا 30 گرم کمتر از وزن اعلام شده بوده اند. علي پور از گوشه اي فرياد مي زند: واي برکم فروشان! .... اقاي مصطفايي در امد که : واي برما ، از اين همه فقر واين همه تحقير...

پيامک پشت پيامک مي رسد: اسامي کانديداها....برگزاری جلسات... چند پيامک از بچه هاي کانون وسازمان مي رسد. بهشتي به فارسي نوشته است : گردهمايي بزرگ معلمان در هتل درسا...

«شوراي فعالان صنفي - مدني معلمان تاکنون با هيچ يک از احزاب سياسي در مورد انتخابات نشست و مذاکره اي نداشته است.»...

شتر سواري که دولا دولا نمي شود. ...دلايل کاملا روشني وجود دارد که دوستان حداقل بافرج کميجاني از حزب مشارکت و گرامي مقدم از حزب اعتماد ملي مذاکره وتفاهم وتوافق داشته اند. نمي دانم چرا انکار مي کنند ؟...

اگر ما فقط عیب مخالفان را ببینیم واز عیب دوستان غافل شویم محفلگرا وباند باز خواهیم بود. دوستان باید با کار رسانه اشنا شوند. ...وقتی به عقیده برخی از دوستان کانون  انتقاد از بهشتی وباغانی خط قرمزاست...چگونه می توان از احمدی نژاد ، رفسنجانی ، خاتمی و...انتقاد کرد؟


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شیرزاد عبداللهی در 18:34 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386

معلمان از خبرنگاران اموزشی رسانه ها قدر دانی کردند.

ديروز بچه هاي کانون صنفي معلمان تهران در سالگرد حوادث تلخ اسفند 85 در مراسمي ساده از خبرنگاران حوزه اموزشي رسانه ها تجليل کردند... فيلمي از تجمع معلمان در برابر مجلس همراه با سرود يار دبستاني پخش کردند.حضور انبوه معلمان باور کردني نبود. پارسال کجا بوديم وامسال کجا.

 مجري برنامه محمدرضا رضايي گرکاني بود. پير خرابات معلمان عباس معارفي هم مثل هميشه قبراق وسرحال امده بود. معارفي، باغاني، بهشتي به خبرنگاران خير مقدم گفتند از خبرنگاران به جز من که هم معلمم وهم خبرنگار، خانم ها : بنفشه سام گيس ،شيوا زرابادي، نرگس جودکي، ساناز الله بداشتي و  آ قای جلالي فراهاني در اين جلسه حضور داشتند. من به داشتن چنين همکاران جوان و خوش قلم وحرفه اي افتخار مي کنم. جاي خبر نگاران فعالي مانند ارکان زاده ، محبوبه حسين زاده ، زهرا بيگدلي، مريم پاپي ، زهرا باقري شادو...خالي بود. فکر اين که اين مراسم بدون حضور محمد خاکساري ، ثريا دارابي ، سجاد خاکساري برگزار ميشود ازار دهنده بود. ..

 قريشيان مثل حرفه اي ها فيلم برداري مي کرد. نمي دانم چراسيد محمود باقري نيامده بود.  ايمان زاده اياتي از کلام الله مجيد را در ابتداي جلسه با نوايي خوش خواند. جوادي ونورالله اکبري ورئيس زاده زيابري که پدرش رشتي ومادرش ترک است هم بودند. جاي رسول بداقي از گروه ب هم خالي بود.اين وبلاگ نويس لر. وهمين طور ميراکبر رئيس زاده معروف به ترک وپور وثوق وايران نژادومحمود دهقان.از سازمان معلمان هم هاشمي وداوري ونقي اي حضور داشتند اخرهاي مراسم مرد هم به ما پيوست....

...معارفي هم راه افتاد رفت دفتر روزنامه جامعه وخانم سام گيس خبر را از دهان او قاپيد وفردا جامعه تيتر زد :« نماينده معلمان را به جلسه راه ندادند. »....

 بعد از مراسم وتنفس جلسه شوراي معالان صنفي برگزار شد . بهشتي از من خواست که به عنوان ناظر بمانم. .. باغاني سکوت کرده بود. بهشتي مردد بود که در جلسه فعال باشد يا به دليل استعفا حرف نزند . نورالله کمي چاق است وعصبانيت برايش خطر ناک . او که در حالت عادي پوستش گلي است در اثر شدت عصبانيت سفيد شده بود. خانم نقي اي جلو نورالله در امد. نورالله به رضايي هم مي تاخت . 

 ساعت يازده داشتم اين مطلب را با انگشت سبابه دست راست تايپ مي کردم که پيامک نورالله رسيد: « کانون صنفي معلمان ايران در انتخابات مجلس از هيچ ليست يا کانديدايي در هيچ نقطه اي از کشور حمايت نمي کند. نورالله اکبري عضو هيات مديره کانون صنفي معلمان ». به خودم گفتم جان مي دهد براي يک تحليل ناب روانشناختي . اما چه کنم که از بهلولي ونيک نژاد وبه خصوص ان معلم تحليلگر ميترسم ...نوراله که در هيچ زمينه اي طاقت عقب ماندن ندارد زد روي دست بهشتي . اگر بهشتي به عنوان يک نفر انتخابات را تحريم کرد . نوراله تکليف معلمان را يک تنه در همه نقاط کشور روشن کرد ، ان هم با ارسال يک پيامک.چرا نوراله عقب بماند؟ 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شیرزاد عبداللهی در 1:26 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه نوزدهم اسفند 1386

محدث خراسانی قائم مقام صندوق ذخیره فرهنگیان شد!

محدث خراسانی معاون برکنار شده وزارت اموزش وپرورش قائم مقام صندوق ذخیره شد. این خبر در حاشیه جلسه هیات مدیره صندوق دخیره با معاونان پشتیبانی سازمان های اموزش وپرورش در مشهد اعلام شد.انتصاب شخصی مانند محدث خراسانی با ان سوابق ضد معلمی،در سالگرد فاجعه ۲۳ اسفند دهن کجی به جامعه فرهنگیان کشور است...
ادامه مطلب
نوشته شده توسط شیرزاد عبداللهی در 22:20 |  لینک ثابت   • 

جمعه هفدهم اسفند 1386

دو گرایش در کانون صنفی معلمان ایران

ديروز ظهر پيامکي از محمود بهشتي دريافت کردم. لحن ان برخلاف گفتار بهشتي که معمولا نرم وحساب شده است تند وتيزبود :« سلام، اينجانب در اعتراض به مصاحبه اقاي داوري ، انتخابات را تحريم واستعفاي خود را از شوراي فعالان صنفي اعلام مي کنم». کنجکاو شدم ببينم داستان چيست؟ روز قبل خبر کوتاهي در صفحه دوم روزنامه اعتماد ملي درج شده بود. عنوان خبر اين بود که اسماعيل گرامي مقدم سخنگوي حزب اعتماد ملي به عنوان اولين نام در ليست انتخاباتي فعالان صنفي مدني معلمان قرار گرفته است...
ادامه مطلب
نوشته شده توسط شیرزاد عبداللهی در 13:44 |  لینک ثابت   •